«خدایا ما تبعیدشدگان به درگاه تو استغاثه می‌کنیم، هر روز برخاستن و زندگی را از سر گرفتن جنایت است... وقتی ما کسی را دوست داریم، ای خدای مهربان او را به ما واگذار!»

| میگل آنخل استوریاس |


برچسب‌ها: پاراگراف
+ تاريخ دوشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۹ساعت 22:6 نويسنده شیوار |

«دارم سعی می‌کنم خودم را جمع‌وجور کنم»؛ این جمله‌ای است که این روزها به کرّات از دوستانم می‌شنوم. تمام انرژی‌ حیاتی‌مان دارد این‌طوری صرف می‌شود. مدام داریم متلاشی می‌شویم و بعد به ضرب و زورِ هرچه در چنته داریم و نداریم، تکه‌ پاره‌های خودمان را جمع می‌کنیم. و باز از سر...


برچسب‌ها: از تلخی ایام
+ تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۹ساعت 15:52 نويسنده شیوار |

به نظرم یک جایی، دقیقن در یک نقطه‌ای، باید تغییرات شیمیایی در درون ما صورت بگیرد. یعنی غم روی غم روی غم روی غم روی غم نباید بشود یک غم بزرگ‌تر. باید تبدیل شود به خشم. یک خشم عظیم و عاصی و شجاع و ویرانگر.


برچسب‌ها: مانیفستِ زندگی
+ تاريخ چهارشنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۹ساعت 23:4 نويسنده شیوار |

نیاز دارم توی ایوانِ خانه‌ای حیاط‌‌دار، زانو به زانوی رفیقی بنشینم و تا نیمه‌شب حرف‌های خیلی معمولی بزنیم و بعد دم‌دمای صبح، پاورچین پاورچین -طوری که کسی را از خواب بیدار نکنیم- برویم مسواک بزنیم و بخوابیم. انگار نه انگار زمانه این است و ما مدت‌هاست روی خوشی را ندیده‌ایم.


برچسب‌ها: شبیه حسرت
+ تاريخ شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۹ساعت 23:27 نويسنده شیوار |

پاییز است. شب‌های مسکوتِ میان‌سالیِ من و تو. اگر اینجا بودی، نزدیک لاله‌ی گوش‌ات این سطرهای فیروز ناجی را زمزمه می‌کردم و شب در خود نامتناهی می‌شد:

«به خیالم از همه سو نگاه‌ها بال می‌زنند و می‌آیند... دلِ من ایستاده، آب از آب نمی‌جنبد، اینجا که کنار تو ام، در پناه از باران.»


برچسب‌ها: از نبودن
+ تاريخ شنبه پنجم مهر ۱۳۹۹ساعت 22:39 نويسنده شیوار |